هراس کاخ سفید از کارتهای اقتصادی ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ وضعیت توقف جنگ و سکوت صحنه نبرد ایران و آمریکا همچنان ادامه دارد. دولت آمریکا که در جریان جنگ تحمیلی سوم نتوانست به اهداف خود علیه ایران دست یابد، در فضای توقف جنگ دست به هر کاری زده است و می زند شاید تهران را وادار به عقب نشینی کند.
هرچه زمان به جلو حرکت می کند، اهمیت اهرم های اقتصادی در دست ایران بیشتر می شود
با وجود این، ایران نه تنها تسلیم نمیشود، بلکه پیروزمندانه رفتار می کند و یک قدم از منافع ملی خود و تنبیه متجاوزان کوتاه نمیآید. در این فضا، تهران به صراحت تأکید کرد، آماده مواجهه با همه سناریوها ازجمله مقابله با دور تازه ماجراجویی آمریکا و صهیونیستها علیه کشورمان است و آنچیزی که دشمن در میدان جنگ به دست نیاورده است، بنا ندارد در میدان مذاکره بدهد.
واقعیت اینکه هرچه زمان به جلو حرکت می کند، اهمیت اهرم های اقتصادی در دست ایران بیشتر می شود و همین موضوع به کابوس بزرگی برای کاخ سفید تبدیل شده است. در این رابطه، توجه به پنج نکته مهم به نظر میآید.
نخست، اینکه بازارهای جهانی انرژی به تدریج در حال باور این موضوع هستند که وعده های کاخ سفید درباره بازگشایی تنگه هرمز و تسلیم ایران دروغی بیش نیست و واقعیت های تلخی برای این بازار آشکار خواهد شد. از این رو، می بینیم به طور خاص بازار جهانی نفت دیگر نسبت به گفتار درمانی مقام های ارشد آمریکایی واکنش مثبتی نشان نمی دهد و تبعات منفی مسدود شدن تنگه هرمز و حذف صدها میلیون بشکه نفت از بازار، در حال آشکار شدن است.
این موضوع می تواند بسیاری از بازارها را وارد دوره ای از تورم و البته رکود عمیق کند. در حقیقت، تقویت نگاه بدبینانه نسبت به آینده بازار انرژی، سمّی مهلک و در حال تحقق برای اقصادی های به ویژه غربی است.
دوم، اینکه آمریکا در روزهای آتی شاهد اوج گیری مصرف سوخت در خاک خود به علت افزایش مسافرت ها خواهد بود. این موضوع در شرایطی رخ می دهد که قمیت هر گالن بنزین در بسیاری از ایالت های آمریکا به میزان بی سابقه ای رسیده است. حال در این وضعیت، کاملاً طبیعی است شاهد انفجار اعتراضات مردمی در آمریکا نسبت به رویکردهای دولت دونالد ترامپ در سیاست خارجی این کشور و به طور خاص راه انداختن جنگ علیه ایران باشیم. به بیان ساده تر، دولت آمریکا چشمانداز تیره ای از افزایش نارضایتی عمومی پیش خود میبیند.
سوم، اینکه ایران هنوز از کارت های اقتصادی دیگری که در دست دارد، استفاده ای نکرده است. مهمترین این کارت ها، انسداد تنگه باب المندب از سوی متحدان کشورمان در یمن یا حتی به واسطه عملیات های مستقل موشکی و پهپادی ایران است. اگر این تنگه نیز همچون تنگه هرمز مسدود شود، اقتصاد جهانی با شوکهای به مراتب جدی تری مواجه خواهد شد که توان تحمل آنها را ندارد.
چهارم، اینکه ایران به تازگی دایره تسلط خود بر تنگه هرمز را گسترده تر کرده است که حتی بنادر راهبردی فجیره و خورفکان امارات را که برای دور زدن تسلط ایران بر تنگه هرمز و صادرات نفت امارات مجهز شده بودند، شامل می شود. جالب اینکه اماراتی ها اقدام اخیر خود را با محوریت خروج از اوپک کلید زدند تا با افزایش حجم صادرات انرژی، تا حدی در کنترل بحران انرژی به غربی ها کمک کنند.
با وجود این، اعمال محاصره دریایی از سوی کشورمان علیه امارات عملاً این نقشه را بر باد داد. در عین حال، عربستان نیز از پایانههای نفتی خود در دریای سرخ اقدام به صادرات نفت می کند که آنها نیز در تیررس جبهه مقاومت هستند و اگر این روند قطع شود، بحران جهانی انرژی ابعاد به مراتب بدتری خواهد یافت.
در شرایط کنونی، همافزایی بخش های اقتصادی و امنیتی در کشورمان در پرتو تهدیدات مطرح علیه ایران به نحو فزاینده ای اوج گرفته است
پنجم، اینکه تقریباً همگان اجماع دارند در حوزه جنگ فرسایشی و تابآوری اجتماعی و اقتصادی، ایران وضع بهتری در قیاس با آمریکا و متحدانش دارد. دشمن نمی خواست وارد جنگ فرسایشی شود. با وجود این، اکنون چنین شده است و روند تحولات کاملاً به زیان آمریکا و متحدانش است. ورای این موارد، سایر قطب های قدرت جهان به ویژه اروپا، چین و روسیه نیز هیچ همراهی اجرایی با دستورکارهای کاخ سفید علیه ایران ندارند. کما اینکه چینی ها همچنان به شیوههای مختلف خریدار نفت ایران هستند.
البته در شرایط کنونی، همافزایی بخش های اقتصادی و امنیتی در کشورمان در پرتو تهدیدات مطرح علیه ایران به نحو فزاینده ای اوج گرفته است. موضوعی که آن نیز به نفع ایران است. بگذریم که نباید از یاد برد، اصل بحران های اقتصادی در شرایط کنونی برای دشمنان به قدری جدی است که آنها هدف اصلی خود از تنش زایی علیه ایران را از سرنگونی نظام سیاسی، به باز کردن تنگه هرمز تغییر داده اند؛ تنگه ای که قبل از جنگ باز بود و ایران هم از آن هیچ عوارضی دریافت نمی کرد.